دسته
تور پارمیدا
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1292
تعداد نوشته ها : 12
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem273
ونسا وارد بازار اصفهان میشه و بعداز کلی ذوق از راه رفتن تو دالون‌ها و حجره‌ها، رو به من میکنه و میگه: ازم فیلم میگیری؟ همون فیلمی که همه‌جای دنیا میگیرم و بعد از کمی راه رفتن دور میزنم. گوشی رو به سمتش میگیرم و ونسا بعد از کمی قدم زدن چرخشی میزند و من همه حواسم میره به اینکه کادر درست باشد که میشنوم مردی از مغازه‌اش داد میزند "جون، یه دور دیگه بزن" و چند مرد دیگه میخندند. ونسا که روحش هم از این جریان و این فضا خبر ندارد بعد چند قدم دیگه دور دیگه‌ای میزنه و فیلم تمام میشود اما داستان تازه شروع میشود. مردی از کنار ونسا میگذره و تیکه میندازه و مغازه داری به مرد استغفراله میگه. مرد در ادامه‌ی راهش به من نزدیک میشه و دست راستش رو تو دست من قلاب میکنه و بدنش رو به من چسبونه و کلمه نامناسبی رو میگه که نمیتونم صبر کنم و با دست محکم به هیکل مرد میزنم و هلش میدم. نگاهم به جلو میره که آلینا و ونسا بدون اینکه حواسشون به پشت سر باشه ازم دور میشن. دو مغازه دار نگاهمون میکنن و پسری از روی صندلیش بلند میشود و سمت مرد که با نگاه چندش آوری بهم ناسزا میگه میاد و هلش میده و بهش میگه " خفه شو فقط خفه شو . کی آدم میشین؟ کی قراره عوض شین؟" بعد با دست به من با لبخند ناراحت اشاره میکنه که برو و تمام شد. و داستان همینجا تمام میشود. داستانی که احتمالا ونسا ازش خبر دار نمیشود. اما برای من و ما تمام نشده... نه اشتباه نکنید این یک پست ناله نیست. حتی فکر کنم چند کلمه‌ از جنس - ای وای، چه‌کنیم و چه قدر بیشعوری- به‌درد نمی‌خوره. من اومدم بگم که با وجود همین اتفاق که سالها، حتی بیشتر از سالهای عمر من تو خیابونا بوده و هست، یک روز تمام میشه و من مطمئنم عوض میشیم. همه چی عوض میشه. همین که حالا یکی تیکه میندازه و یکی سرش رو تکون میده. یکی تعرض میکنه و یکی جلوش می‌ایسته یعنی داریم عوض میشیم. مثل هزاران نقطه‌ی دیگه دنیا که همین اتفاق میفتاده و یا میفته و حالا در حال تغییره. شاید روزی هم برسه که انقدر توریست تو این بازار راه بره که دیگه رد شدن یکیشون این همه داستان نداشته باشه. شاید یه روز چشممون عادت کنه. شاید یک روز و به همین زودی حال هممون بهتر شده باشه...



#فم_تریپ حدود یک سال پیش استارت خورد. با یک ایده کوچیک از سفری که در ترکیه اجرا شد و من به عنوان سفیری از ایران اونجا شرکت داشتم. برای شروع و بودجه‌ی اولیه در #روستودیو کتابچه‌ی راهنمای سفر رو طراحی کردیم به اسم #دفترسفر و حدود هفت هزار نسخه‌ی اون رو فروختیم که تمام سودش برای طراحی فم‌تریپ بود. بعد برنامه‌ریزی پروژه به شکل جدی شروع شد و @feeliran راه‌اندازی شد. با دعوت اینفلونسرها، قسمت جدی ماجرا رسید و ما برای گرفتن مجوز‌ها و ویزاها اقدام کردیم و برای گرفتن ویزاها با شرکت مسافرتی #رهی_نو همکاری کردیم که اسپانسر این قسمت ماجرا شد. همزمان سراغ وزارت گردشگری رفتیم برای مجوزها. وزارت گردشگری که خودش به تازگی پروژه #visitiran رو شروع کرده و کارش با پروژه‌ی ما متفاوت ولی هم‌سوست، برای صدور مجوزهای لازم و معرفی ما به ادارات دیگه همکاری خوبی کرد. البته که موضوع سفر اینفلوئنسرهای خارجی در ایران موضوعی تازه بود و گرفتن مجوز‌ها برای اومدن و عکاسی و.. حدود شش ماه طول کشید! بماند که هماهنگ کردن دوازده نفر اینفلونسر از چندین کشور و قاره‌ی مختلف که همزمان به ایران بیان کار وحشتناک سختی بود و همزمان ما هم باید حواسمون به تقویمون می‌بود.

بالاخره تاریخ سوم اکتبر برای دو هفته سفر نهایی شد و تازه نوبت پروازها، هتل‌ها، غذا و فعالیت‌ها شد. جایی که #ترکیش‌_ایرلاین اسپانسر خدماتی شد و با ما برای پروازهای بیزینس مهمونا از مقصد به ایران و برعکس همکاری کرد. ترکیش ایرلاین با تامین بلیت رفت برگشت مهمونها هم خیال ما رو راحت کرد و هم خودش به عنوان یه هواپیمایی اینترنشنال، همزمان در چندین نقطه مختلف دنیا تبلیغات خدمات خوبش رو انجام داد. همکاری ترکیش ایرلاین که یکی از موفق‌ترین ایرلاین‌هاست با ما، خودش گواه اهمیت ماجرا بود. بعد هم بچه‌های خستگی ناپذیر تیم روستودیو بودن که ده‌ها بار مسیر فم‌تریپ رو رفتن و با صدها بیزینس مختلف برای اقامت‌، خوراک و فعالیت‌ها مذاکره کردن. جایی که شاید بیشترین سختی ماجرا بود، متقاعد کردن بیزینس‌های ایرانی به همکاری با چنین پروژه‌ای بود چون تصویری از اتفاقی که قرار بود بیفته نداشتند. اما بالاخره تونستیم بهترین‌ها رو برای این اولین فم‌تریپ ایران هماهنگ کنیم و در همه شهرها خدمات اسپانسری بگیریم. در آخر هم که هنوز خیلی از ماجرا مونده بود و ما هنوز درگیر تیکه آخر بودجه برای اجرای نهایی و بالا بردن کیفیت سفر بودیم، #تپسی حامی مالی قسمتی از ماجرا شد و در مسیر همراهمون شد. و حالا اینجاییم بعد از سختی و خستگی یک سال کار، وسط سفر و قدمی به اسم #فم_تریپ !


توریست همه جا توریسته. وارد یه کشور میشه و تو همون لایه‌ی آخر قدم میزنه و با خودش تجارب عینیش رو از اون مقصد به خونه میبره. نه وارد مشکلات سیاسی و اجتماعی یه کشور میشه و نه حتی میتونه درکی از لایه‌های درونی داشته باشه. هرچی هست تصویر و مشاهده ست.
تصور کنین توریستی که به کوبا میره، چقدر براش مهمه که چرا دو واحد پول تو کشور وجود داره، یکی برای مردم و یکی برای توریست‌ها؟ چرا حتی براش اجازه نخریدن ماشین جدید جذابه و هرچی عکس از کوبا میبینیم ماشین‌های رنگی با قدمت بیشتر از پنجاه ساله؟ چیزی که مردمش ازش ناراحتن! آیا این ناراحتی مردم باید باعث بشه توریست نره کوبا؟ اگه توریست نره کوبا، همین مردم فقیرتر نمیشن؟ صنعت توریسم اولین درآمد خیلی از کشورهای دنیاست!
-
سوال اینه که آیا ما به عنوان ایرانی به تایلند و ویتنام، به ترکیه و لبنان، به کشورهای آفریقایی و غیره سفر نمی‌کنیم، چون مردمش مشکلات خودشون رو دارن و ما باید بایکوت کنیم؟ در همین چند سال گذشته، به خاطر تصاویر اینستاگرامی خوب و زیبا از مراکش، چند نفر از ما به سرمون زده به مراکش سفر کنیم و از مناطق چیده شده مختص توریست، عکس بگیریم و منتشر کنیم؟ آیا فکر میکنین مراکشی‌ها همه در قصرهای کاشی کاری رنگی زندگی میکنن و حالا اشکال نداره توریست بیاد، چون دیگه گشنه‌ای در خیابون‌های مراکش نیست؟
-
کمی فکر کنیم. کسی که بیرون گود نشسته و حتی گرسنگی و فقر مردم ایران رو از نزدیک نمیبینه، نباید حرفی از فقر و بدبختی بزنه و با تنفر برای ما تعیین تکلیف کنه توریست بیاد که چی؟ عکس قشنگ و شاید کمی چیده شده برای توریست منتشر بشه که چی؟ این ماییم که سرنوشت خودمون رو تغییر میدیم.
تمام هدف صنعت توریسم، برعکس نگاه متحجر مردمی که از دور به زندگی مردم داخل دارین، اینه که امید و حال خوب رو برگردونه که شاید روزی همه چی بهتر شه.

_

پ. ن
پروژه فم‌تریپ کاملا شخصی طراحی شده و داره اجرا میشه. مسیری که با کمک شما استارت خورد و با کمک چند بیزینس که از یه جای راه همراهیمون کردن داره اتفاق میفته تا #فم_تریپ با بهترین کیفیت تموم بشه و تازه قدم اول این مسیر طولانی برداشته شه.
من هم سعی میکنم به صدای تنفر دو گروهی که دارن سنگ‌اندازی میکنن گوش نکنم. برای من، همین که مردم دارن همراهی میکنن بزرگترین لذت دنیاست!

دسته ها :
يکشنبه پنجم 8 1398
X